سخن امروز

تا خود را از هرجهت کامل و شایسته ندیدی، قضاوت نکن.

بعضی اوقات خیلی وابسته به پسرم وقتی میشم به اینجا فکر نمی کنم!!! امروز با این تصویر......!!!

هر چه به او خیره میشوم احساس می کنم که چشمان معصومش و اشک زلالش پیامی برای من دارد.

اما پسربچه در حال فکر کردن به آخرین بوسه ی پدر است و اینکه چرا این دفعه فراموش کرده بود که بگوید:

"بابا قول بده زود برگردی"


قربانی شما از زبان دکتر شریعتی

روز خدا به بنده و پیامبر خود گفت ! تو باید کسی را قربانی کنی که آن کس پسر توست و ابراهیم بی چون و چرا اسماعیل را به قربان گاه برد تاقربانی کند و این کار او نشانه بندگی او به خدایش بود اما این را بدان هر کس باید قربانی کند ممکن است قربانی فرزندت باشد یا چیز دیگری

خوب اسماعیل تو کیست ؟  و چیست ؟  مقامت ؟ آبرویت ؟ موقیتت؟ هنرت؟ روحانیتت؟لباست؟ نامت ؟ خانواده ات ؟ علمت ؟ درجه ات؟جانت؟ جوانیت ؟زیباییت؟ من چه می دانم ؟ این را تو خود می دانی تو خود او را هر چه است و هر که هست با ید او را به قربانی اوری تو خود نمی توانی قربانیت را انتخاب کنی قربانی را خدا انتخاب می کند ولی تو خود خوب می دانی که خدا کدام را انتخاب کرده است

قربانی تو چیست ؟ تو خود خوب می دانی

دکترعلی شریعتی

 

سخن  بزرگان

پیوسته باید مواظب سه چیز باشیم . وقتی تنها هستیم مواظب افکار خود ، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و وقتی که در جامعه می باشیم مواظب زبانخود . مادام داستال

 به همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن، و به هیچکس بدی نکن. شکسپیر

تعریف زبان

زبان مهم ترين كليد دانش و فرهنگ و عقيده و اخلاق است و اصلاح آن سرچشمه همه اصلاحات اخلاقي، و انحراف آن سبب انواع انحرافات است.
زبان ترجمان دل و نماينده عقل و كليد شخصيت و مهم ترين دريچه روح است. آن چه بر صفحه روح انسان نقش مي بندد. قبل از هر چيز بر صفحه زبان و در لابلاي گفته هاي او ظاهر مي شود. زبان در عين اينكه يكي از شگفت انگيزترين آفريدهاي پروردگار و از بزرگترين نعمتهاي او است ، مي تواند بسيار خطرناك و سرچشمه گناهان بيشماري باشد و خرمن سعادت انسان را به آتش بكشد.

از دوستم علی  تشکر می کنم!

سخن امروز

  • خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به نیکبخت آن است که ازحال دیگران پند گیرد و بدبخت آن که از حال او پند گیرند!!
  • سنتی باشیم یا مذهبی!!!

    نه مذهبي بودن و نه سنتي بودن، هيچ‌كدام بد نيست، و اين‌ دو موضوع مانع براي يكديگر نيستند! چه‌بسا در كنار هم مي‌توانند باعث تكامل انسان شوند. ولي مذهبي يا سنتي بودن صرف است كه نتيجه جالبي نمي‌دهد و ديد و زندگي انسان را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد.

    بياييم واقعا به اين نتيجه برسيم كه اسلام بهترين دين ماست/ وقتي به اين نتيجه رسيديم مي‌بينيم چقدر زندگي ما لذت‌بخش‌تر است؛ و آن‌وقت است كه مي‌توانيم وضعيت فعلي خود را حفظ كنيم و در جهت بهتر شدن آن تلاش كنيم!

    شعار بي‌خود ندهيم، ولي كاري كنيم كه اگر در اعماق جامعه فساد هم رفتيم، نتوانند ما را عوض كنند! بدانيم كه همه ما خدايي داريم كه خودش مي‌گويد: الله اكبر.

    رنگ خود و باورهايمان باشيم، نه رنگ ديگران!

    من مخالف سنت نيستم؛ مگر همين مراسمات مذهبي، قرآن، كلام بزرگان، ضرب‌المثل‌ها و ... ميراث گذشته ما نيست كه مي‌بينيم آن‌ها به زندگي (مثلا مدرن) ما معني مي‌بخشد. ولي از ميراث سنتي خود به جا و در حد خود استفاده كنيم، نه كوركورانه و تقليدي!

    خداوكيلي كاري كنيم كه ظاهر و باطن‌مان يكي شود! نه اين‌كه در اجتماع، ظاهري متدين داشته‌باشيم ولي در باطن زندگي خود گونه‌اي ديگر باشيم و خدايي و امام‌حسيني نباشيم! رفتار درون و بيرونمان را يكي كنيم!

    هميشه تصور كنيم كسي ما را زير نظر دارد! ببينيم جرأت انجام بعضي كارها كه الآن به راحتي انجام مي‌دهيم را داريم؟ مطمئناً چنين جرأتي نداريم.

    اين‌ها را نوشتم، چون مي‌بينم در اطراف خود كساني را كه ظاهري (فوق مذهبي) دارند اما در باطن متاسفانه بويي از دين و عدالت خدا را نبرده‌اند. (البته همه اين‌طور نيستند)

     

    به قول حضرت حافظ:

    خداوندا مرا آن‌ده كه آن‌به

    تاثیر ایمان در درمان بیماری های روانی

    ویلیام جیمز فیلسوف و روان شناس آمریکایی می گوید: ایمان نیرویی است که باید برای کمک به انسان در زندگی وجود داشته باشد. فقدان ایمان زنگ خطری است که ناتوانی انسان را در برابر سختی های زندگی اعلام می دارد. و در جای دیگر می گوید: همان طور که امواج خروشان اقیانوس نمی تواند آرامش ژرفای آن را برهم زند و امنیت آن را پریشان سازد، شایسته است که دگرگونی های سطحی و موقت زندگی، آرامش درونی انسان را که عمیقاً به خداوند ایمان دارد، برهم نزند، چرا که انسان متدین واقعی، تسلیم اضطراب نمی شود و توازن شخصیت خویش را حفظ می کند و همواره آماده مقابله با مسایل ناخوشایندی است که احتمالاً روزگار برایش پیش می آورد.

    چهل پيشنهاد ساده براي اين كه از زندگي بيشتر لذت ببريم

    يك. گاهي به تماشاي غروب آفتاب بنشينيم.
    دو. سعي كنيم بيشتر بخنديم.
    سه. تلاش كنيم كمتر گله كنيم.
    چهار. با تلفن كردن به يك دوست قديمي، او را غافلگير كنيم.
    پنج. گاهي هديه‌هايي كه گرفته‌ايم را بيرون بياوريم و تماشا كنيم.
    شش. بيشتر دعا كنيم.
    هفت. در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت كنيم.
    هشت. هر از گاهي نفس عميق بكشيم.
    نه. لذت عطسه كردن را حس كنيم.
    ده. قدر اين كه پايمان نشكسته است را بدانيم.
    يازده. زير دوش آواز بخوانيم.
    دوازده. سعي كنيم با حداقل يك ويژگي منحصر به فرد با بقيه فرق داشته باشيم.
    سيزده. گاهي به دنياي بالاي سرمان خيره شويم.
    چهارده. با حيوانات و ساير جانداران مهربان باشيم.
    پانزده. براي انجام كارهايي كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همين هفته برنامه‌ريزي كنيم! شانزده. از تفكر درباره تناقضات لذت ببريم.
    هفده. براي كارهايمان برنامه‌ريزي كنيم و آن را طبق برنامه انجام دهيم. البته كار مشكلي است!
    هجده. مجموعه‌اي از يك چيز(تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... ) براي خودمان جمع‌آوري كنيم.
    نوزده. در يك روز برفي با خانواده آدم برفي بسازيم.
    بيست. گاهي در حوض يا استخر شنا كنيم، البته اگر كنار ماهي‌ها باشد چه بهتر.
    بيست و يك. گاهي از درخت بالا برويم.
    بيست و دو. احساس خود را در باره زيبايي ها به ديگران بگوئيم.
    بيست و سه. گاهي كمي پابرهنه راه برويم!
    بيست و چهار. بدون آن كه مقصد خاصي داشته باشيم پياده‌روي كنيم.
    بيست و پنج. وقتي كارمان را خوب انجام داديم مثلا امتحاناتمان تمام شد، براي خودمان يك بستني بخريم و با لذت بخوريم.
    بيست و شش. در جلوي آينه بايستيم و خودمان را تماشا كنيم.
    بيست و هفت. سعي كنيم فقط نشنويم، بلكه به طور فعال گوش كنيم.
    بيست و هشت. رنگها را بشناسيم و از آنها لذت ببريم .
    بيست و نه. وقتي از خواب بيدار مي‌شويم، زنده بودن را حس كنيم.
    سي. زير باران راه برويم.
    سي و يك. كمتر حرف بزنيم و بيشتر گوش كنيم.
    سي و دو. ميوه و سبزي بيشتري بخوريم.
    سي و سه. چند بازي و سرگرمي مانند شطرنج و... را ياد بگيريم.
    سي و چهار. اگر توانستيم گاهي كنار رودخانه بنشينيم و در سكوت به صداي آب گوش كنيم.
    سي و پنج. هرگز شوخ‌طبعي خود را از دست ندهيم.
    سي و شش. احترام به اطرافيان را هرگز فراموش نكنيم.
    سي و هفت. به دنياي شعر و ادبيات نزديك‌تر شويم.
    سي و هشت. گاهي از ديدن يك فيلم در كنار همه اعضاي خانواده لذت ببريم.
    سي و نه. تماشاي گل و گياه را به چشمان خود هديه كنيم.
    چهل. از هر آنچه كه داريم، خود و ديگران استفاده كنيم، ممكن است فردا دير باشد

    روش صحيح مطالعه  -حوصله بخرج دهید,بخونید,بدردتون میخوره!

    print email
    بارها شنيده‌ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي‌گويد: « ديگر حال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم» يا

    « آنقدر از اين كتاب خسته شده‌ام كه قابل گفتن نيست » يا « هر چه مي‌خوانم مثل اينكه كمتر ياد مي‌گيرم» و يا « 10 بار خواندم و تكرار كردم ولي باز هم ياد نگرفتم »
    آيا براي يادگيري درس واقعاً بايد 10 بار كتاب را خواند؟
    آيا بايد دروس خود را پشت سر هم مرور كرد؟
    و آيا بايد دهها بار درس را تكرار كرد تا ياد گرفت؟
    _        مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است .
    _         اما واقعيت چيزي ديگر است .
    _        واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند .  
    _        يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم  و ملزوم  يكديگر دانست.
    _        براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .
    شيوه صحيح مطالعه، چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:
    1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

    2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

    3- مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

    4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.
               براي داشتن مطالعه‌اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرور مطالب، دوباره كتاب را نخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود مطالب را مرور كرد .


               يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.
    شش روش مطالعه
    1- خواندن بدون نوشتن
    روش نادرست مطالعه است مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد.
    بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد.

    2- خط كشيدن زير نكات مهم
    اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند.
    3- حاشيه نويسي
    اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد
    4- خلاصه نويسي
    در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست

    5- كليد برداري
    كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين، بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود.
    6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز
    اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است. در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد. اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.
    شرايط مطالعه
    بكارگيري شرايط مطالعه
    يعني
    بهره وري بيشتر از مطالعه
    شرايط مطالعه
    مواردي هستند كه با دانستن، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد
     
    1- آغاز درست:
                 براي موفقيت در مطالعه بايد درست آغاز كنيد.

    2- برنامه ريزي:
               يكي از عوامل اصلي موفقيت ،‌داشتن برنامه منظم است.

    3- نظم و ترتيب:
              اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد.

    4-حفظ آرامش:
             آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال مي كند .

    5- استفاده صحيح از وقت:
            بنيامين فرانكلين،
               آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از
               وقت تشكيل  شده است

    6- سلامتي و تندرستي:
         عقل سالم در بدن سالم است
    چند توصيه مهم كه بايد فراگيران

     علم از آن مطلع باشند
    1- حداكثرزماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند  بيش  از 30 دقيقه نيست،  يعني  بايد  سعي  شود   حدود  30  دقيقه  بروي  يك  مطلب  تمركز  نمود  و  يا مطالعه داشت و حدود   10 الي 15  دقيقه استراحت نمود  سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.

    2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد.
    و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد  چون  پس  از  صرف غذاي سنگين بيشتر  جريان  خون  متوجه  دستگاه  گوارش  ميشود  تا  به هضم و  جذب  غذا كمك كند و لذا خونرساني  به   مغز  كاهش مي يابد و از  قدرت تفكر و تمركز كاسته  مي شود.
      از مصرف  الكل  ودارو  هم  خودداري فرمائيد همچنين  غذاهاي  آردي  مثل  نان  و  قندي  قدرت   ادراك  و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

    3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و  بياد  سپاري  مطالب  مي كند  و  نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي  را  بنويسيد  و  هم  گوش  دهيد.  پس  در  حين مطالعه لطفا " يادداشت  برداري نمائيد!

    اهمیت وقت

    بنيامين فرانكلين،
               آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از
               وقت تشكيل  شده است!!

    سخن امروز

    خدا مرحم تمام دردهاست.هر چه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشدخدا برای پر کردن ان بیشتر در وجودت جای میگیرد!!

     

     

     

    سخن امروز من از زبان بزرگان

    اعتماد، قول، ارتباط و قلب. شکسته شدن آنها صدائی ندارد ولی دردناک است!!

    کجا رشد کنیم!!


    بذر خوب در خاك خوب ، رشد مي كند !!


    براي رشد بايد محيط سالم داشته باشیم


    در شنزار گلي نمي رويد


    بیایید محيط خود را از غير خداپاك كنيم


    تا جوانه بزنيم

    راستگویان را چگونه بشناسیم؟

    اگر بخواهیم خود را بیازماییم و بدانیم که راستگو هستیم و بر منش و روش راستگویان هستیم یا راستگویی را در دیگران بجوییم می توان از نشانه هایی که قرآن بیان داشته بهره بریم. این نشانه ها به ما کمک می کند تا راستگویان راستین را از دروغگویان دغلکار شناسایی کنیم و در دام حیله های آنها نیفتیم.

    نخستین نشانه راستگویی تطابق قول و عمل شخص است. اگر گفتار شخص با رفتار وی مطابقت نداشت وی را می بایست از دروغگویان یا دست کم کسانی دانست که راستگو نیستند بنابراین نمی توان در برابر ایشان متواضع بود و آنان را الگو قرار داد و خود را مرید ایشان دانست.

    این مساله را می توان با نگاهی به اعمال آنان به دست آورد. اصولا کسانی که اهل راستگویی هستند برای مردم دل می سوزانند و برای رهایی مردم تلاش می کنند و آنان را از اسارت و بندگی و بردگی رهایی می بخشند.

    سخن امروز من!

    نگذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند. با نگاه. با لبخند معنی دار.
    با کنایه. با حرف و طعنه.  سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید. با خودتان صلح
    کنید. خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. چهره تان را، اندام تان
    را. صلح کردن با خود آغاز زندگی ست.

    از گذشته  فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت
    ها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی
    بسازد. در نقش قربانی رفتن گاه برای بعضی می­شود همه ی محتوای زندگی شان. سالها
    در عزای خود می نشینند و هیچ چیز هم تغییر نمی کند.  از گذشته فرار نکنید اما
    در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی
    جذاب تر از زمان حال نیست.


    از خودتان به اندازه ی توانایی تان انتظار داشته باشید. سعی کنید حد توانایی
    تان را بشناسید. بیشتر ما حد توانایی خود را نمی شناسیم و به همین خاطر همیشه
    از حد توانایی خود فراتر می رویم. ممکن هم هست در کاری موفق بشویم اما چون از
    توان خود بیشتر مایه گذاشته ایم، زود دچار خستگی و دلزدگی می شویم.

    سعی نکنید خیلی دختر و پسر خوب برای پدر و مادر، خواهر خوب، برادر خوب، عروس
    خوب، داماد خوب، پدر خوب، مادر خوب باشید. این خیلی خوب بودن ها عاقبت کار دست
    آدم می دهد. آدم گاهی می رود توی نقش هایی که نقش واقعی اش نیستند و از من
    واقعی اش خیلی فاصله گرفته  اند.  بهتر است دیگران شما را نپسندند تا اینکه هر
    روز به جای خود در آینه چهره ی کسی را ببینید که از شما سوال می کند: راستی تو
    کی هستی؟

    عشق ورزیدن را در زندگی فراموش نکنید.

    بیایید کلمات را بشناسیم!!

    سالم ترین کلمه سلامتی است.......                  به ان اهمیت بده

    اصلی ترین کلمه اطمینان است......                    به ان اعتماد کن

    بی احساس ترین کلمه بیتفاوتی است...              مراقب ان باش    

    موقر ترین کلمه احترام است.......                       برایش ارزش قائل شو

    دوستانه ترین کلمه رفاقت است.......                 از ان سو استفاده نکن

    ضعیف ترین کلمه حسرت است......           ان را نخور

    تواناترین کلمه دانش است.......                 ان را فراگیر

    محکم ترین کلمه پشتکار است.....             ان را داشته باش

    ضروری ترین کلمه تفاهم است.......           ان را ایجاد کن

    کشنده ترین کلمه اضطراب است....            ان را نادیده بگیر

    با نشاط ترین کلمه کار است.....              به ان بپرداز

    پوچ ترین کلمه طمع است......                ان را بکش

    سازنده ترین کلمه صبر است....              برای داشتنش دعا کن

    روشن ترین کلمه امید است.....              به ان امیدوار باش

    سرکش ترین کلمه هوس است.....          با ان بازی نکن

    عمیق ترین کلمه عشق است........         به ان ارج بده

    بی رحم ترین کلمه هوس است.......         از بین ببرش

    خود خواهانه ترین کلمه من است.....         از ان حذر کن

    ناپایدار ترین کلمه خشم است.......           ان را فرو ببر

    بازدارنده ترین کلمه ترس است......            با ان مقابله کن!!!

     

    درس عبرتی که از دیگران گرفتم!!

    انسان میتونه هم دایره باشه هم خط .
    انتخاب با خودمونه
    یا باید تا آخر عمر 'دور خودمون'بچرخیم
    یا تا بی نهایت ادامه بدهیم!!


    از امروز قانون تازه ای در زندگی بگذاریم
    بکوشیم قدری بیش از نیاز مهربان باشیم!!


    یادمون باشه ؛
    جواب محبت آدما رو به موقع بدیم!
    محبتهای تاریخ گذشته ،
    عــطر و طــعم اصلیشون رو از دست خواهند داد !


    بیسوادان امروزکسانی نیستندکه نمیتوانند
    بخوانندوبنویسند
    کسانی هستندکه نمیتوانند
    آموخته های کهنه رادورریخته ودوباره بیاموزند!!

    سخن امروز من!

    هنگامی که شادی یا اندوهتان بزرگتر 

    شود٬ دنیا کوچکتر می شود!!

    سخن بزرگان

    "گلستان را می‌توان لگدمال کرد، امّا هرگز رایحه‌ی دل‌انگیزش را  نمی‌توان سترد!

    خانه‌ی آفتاب را می‌توان ویران ساخت، امـّا هرگز با  ویرانی، نورانیـّت آفتاب را  نمی‌توان گرفت!

     

    روح از نگاه افلاطون قسمت اخر

    واقعیت زندگی این است

    اگر این را بفهمی هیچ وقت برای تغییر دیر نیست!!

     

    روح افلاطون قسمت پنجم

    ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم

    و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند!

     

    روح از نگاه افلاطون قسمت چهارم

    وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم:

    برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،

    یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم.

     

    روح از نگاه افلاطون قسمت سوم

    دایره آخر جای دورترین افراد است

    جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند، تحقیرت کرده اند،

    کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند

    و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی

     خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی

    اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند

    مستقیما" روح و روان تو را هدف قرار دهند

    نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد، وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی...

    یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند

    شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن

    چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد

    و کسی که از تو بدش بیاید، باور نمی کند!

    وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی

    وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی

    وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!

     

    روح از نگاه افلاطون قسمت دوم

    دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست!

    آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند

    افراد این دایره لزوما" با خود واقعی تو مرتبط نیستند

    حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی

    افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند...

    در کنار آنها نمی توانی راحت باشی

    و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی

    روح از نگاه افلاطون )قسمت اول(

    افلاطون گفته روح دایره است

    و من دایره های روحم را کشف کردم!

    پنح دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم

     در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند

    و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود

    نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم

    همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم

    و گاهی اوقات نداریم!

    گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند

    ... به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند

    نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد

    و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود

    حتی در مفایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی...

     

    در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول

    ممکن است باعث شود راهت را گم کنی

    یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را "تو" می کند را ازدست بدهی

    گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی

    به همین دلیل بسیار مهم است

    که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند

    حتی گاهی بیشتر از آنچه که

    خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی

    در مواجه با افراد از خودت بپرس

    این فرد چه حسی در من ایجاد می کند...

    در کنار او می توانم خودم باشم؟

    با او می توانم رو راست باشم؟

    می توانم به او هرچه می خواهم بگویم؟

    در کنار او احساس راحتی می کنم؟

    وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد؟

    و وقتی می رود چه حالی می شوم؟

    وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او روراستم؟

    آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم

    فلسفه وجود این 5 دایره،  شناخت است، نه پیش داوری

    پس با خودت روراست باش

    با افرادی که در نظر تو بد خلق اند، مدارا کن

    و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد

    هر روز زمانی را می گذرانی

    باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی

    در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری

    حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی

    ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود

    از خودت بپرس

    در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟

    آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند

    با این افراد و در کنار آنها، قدرتمندی...

    ارزشهای مشترک با آنها داری

    و با حضور آنها در زندگیت، دنیا را زیباتر می بینی

    دوستان و همراهانی خارق العاده!

    دایره دوم جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند

    مربیان... آموزگاران

    و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند

    بیرون رفتن و خندیدن...

    چیزی به تو اضافه نمی کنند

    ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی

    دایره سوم همکاران و اقوامند

    و شاید هم آدمهای خنثی، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند

    و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی

    هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی

    و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند

    افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر

     
    درباره وبلاگ

    خدای من...

    باید از تمام شهرهای درد بگذرم...

    در خرابه های درد چادری به پا کنم

    باستون صبر و جنس اشک...

    تا برای لحظه ای  به قدر ذره ای 

    تو را...

    عاشقانه حس کنم

    ای دوای دردهای من!!

    سخن امروز من!

    دلم برای ایمانم تنگ شده
    آن روزها که خدا را حتی در کوله‌پشتی‌ام هم می‌توانستم پیدا کنم
    آن‌ روزها که جیب‌هایم خلوت بود
    دلم تنگ شده
    مانند یک تنگ ماهی که در آن فقط صدف‌های مرده‌است
    دلم تنگ شده
    مانند یک شاخه‌ای که در بلندترین درخت جنگل،
    در بلندترین قسمت درخت روییده است.

    سخن امروز من!!

    سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

     آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد!!

    بیاییم  ارامش رو در دل خودمون جستجو کنیم نه دیگران  چرا که خدا فضایلش رو در وجود ما نهاده است(گذشت  > ایثار>مهربانی>بخشش>محبت)

    فدای مهر شما دوستان عزیزم

    دوستان عزیزم شما کدامیک هستید؟

    انسان های بزرگ درباره عقاید سخن میگویند.

    انسان های متوسط درباره وقایع سخن میگویند.

    انسان های کو چک پشت سر دیگران سخن میگویند.


    انسان های بزرگ درد دیگران را دارند.

    انسان های متوسط درد خودشان را دارند.

    انسان های کوچک بی دردند.


    انسان های بزرگ عظمت دیگران را میبینند.

    انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند.

    انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران میبینند.


    انسان های بزرگ برای سخن گفتن بر میگزینند.

    انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح میدهند.

    انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار فرصت سکوت را از خود میگیرند.


    انسان های بزرگ به دنبال طر ح پرسش های بی پاسخ هستند.

    انسان های متوسط  پرسش هایی می پرسند که پاسخ دارد.

    انسان های کوچک میپندارند پاسخ همه پرسش ها را میدانند.


    انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله اند.

    انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند.

    انسان های کوچک مسئله ندارند.


    انسان های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند.

    انسان های متوسط به دنبال کسب دانش هستند.

    انسان های کوچک به دنبال کسب پول هستند.