تنها درس عبرت گرفتن از سختي‌هاي گذشته است كه در وضعيت ما در آينده تأثير مثبت و سازنده مي‌گذارد . او در شرايطي كه افراد عادي از كوره در مي‌روند، تنها به لبخندي اكتفا مي‌كند و با عوض كردن موضوع به آرامي و خونسردي از آن مي‌گذرد. او يك صافي بسيار قوي در ذهن داشت كه از ورود احساسات نامطلوب به ذهنش جلوگيري مي‌كرد و به همين دليل است هرگز قرباني احساسات و هيجانات منفي نمي‌شود. آن طور نبود كه هميشه خونسرد و بي‌تفاوت باشد اما هرگز مايل نبود كه يك لحظه از زمان حال را به خاطر اتفاقاتي كه در آينده مي‌افتد و هيچ كنترلي بر آنها نداريم‌، از دست بدهد. او هرگز دنبال تأييد و تحسين ديگران نيست به اثر تشويق آگاه است اما اين گونه نبود كه از هر فرصتي از مردم براي خود احترام و تكريم بخرد. بسيار ساده و صادق و بي‌تكلف بود و هرگز در گفتارش كلماتي را به كار نمي‌برد كه سبب خشم مخاطبين باشد. او به آرامي با آداب و رسوم كليشه شده كه براي بسياري از مردم حائز اهميت است‌، مخالفت مي‌ورزد. او مخالف سرسخت غيبت و صحبت كردن درباره مردم بود. وقت خود را صرف ارزيابي زندگي مردم نمي‌كرد و به جاي آن كه دربارة مردم صحبت كند، با مردم صحبت مي‌كرد و چنان درگير زندگي خودش بود كه اصولاً وقتي براي كارهاي بي‌ارزش نداشت‌. او سرشار از انرژي و شور زندگي بود. عشق و اشتياق اين انرژي بي‌پايان را در او به وجود آورده بود. ساعت كمي را به خواب و تنبلي اختصاص مي‌داد. او قادر بود احساسات مخرب را دفع كند و برعكس به هيجانات سازنده سرعت مي‌بخشد. هرگز از اين نمي‌ترسيد كه كارهاي خود را براي ديگران توجيه كند و برعكس اصلاً آزرده خاطر نمي‌شد كه چرا فلاني مطابق ميل من عمل نكرده است‌. مردم را هر طوري كه بودند مي‌پذيرفت بسيار ساده و بي‌ريا بود و هرگز تلاش نمي‌كرد كه ديگران را تحت تأثير خودش قرار دهد و يا براي خوشايند آنها لباس خاصي بپوشد. سعي نمي‌كرد ديگران را متقاعد كند كه حق با اوست در جواب مخالفت ديگران مي‌گفت‌: «مسئله‌اي نيست‌، ما صرفاً با هم متفاوتيم‌.» او به راستي زندگي مي‌كند و شادماني پاداش اوست‌. باور كن كه خيلي سخت نيست‌. تصميم بگير از همين حالا از لحظه‌هاي زندگيت استفاده كني و او را سرمشق خود قرار بده‌!