هفت بايد مرگبار
نشانگان بيماري «راضي كردن ديگران»، در بر گيرندهي سلسله انتظاراتي در اين باره است كه وقتي با آنها اينگونه خوب و خوشايند برخورد ميكنيد، آنها بايد چگونه با شما چگونه رفتار كنند!
بسياري از اين انتظارات دربارهي ديگران، در گروه «بايدهاي پنهان» جاي ميگيرند. با اين حال، هفت «بايد» مهلك دربارهي ديگران موجب ميشوند كه هر گاه انتظاراتتان برآورده نشد به احساس منفي برسيد.
اما البته ابراز احساسات منفي در قبال ديگران – از قبيل خشم، رنجش يا نوميدي- به حكم فرمان شماره 8 محكوم است! و همانطور كه ميدانيم به موجب فرمان هشتم: «شما بايد هميشه شاد باشيد و هرگز هيچ احساس منفي در قبال ديگران بروز ندهيد.» نتيجهي خالص اين رويارويي بايدها اين است كه شما: (1) به خاطر داشتن احساسات منفي در قبال ديگران احساس گناه ميكنيد و (2) خود را سرزنش ميكنيد كه نتوانستهايد به قدر كافي ديگران را راضي كنيد تا متقابلاَ رفتار مثبتي با شما داشته باشند!
1. ديگران به دليل اين همه خدمتي كه به آنها ميكنم، بايد مرا دوست بدارند و از من تشكر كنند.
2. ديگران بايد هميشه مرا تاييد كنند و دوست بدارند، زيرا براي خشنود كردن آنها به شدت تلاش ميكنم.
3. ديگران هرگز نبايد از من انتقاد كنند، زيرا هميشه سعي دارم مطابق ميل و خواسته آنها رفتار كنم.
4. ديگران بايد با من مهربان باشند، زيرا من با آنها به خوبي رفتار ميكنم.
5. ديگران هرگز نبايد مرا برنجانند و يا با من رفتار غيرمنصفانه داشته باشند، براي اينكه من با آنها خوب و خوشايند رفتار ميكنم.
6. ديگران هرگز نبايد مرا ترك كنند، زيرا كاري ميكنم كه به من احتياج داشته باشند.
7. ديگران هرگز نبايد از من عصباني شوند، زيرا من با تمام وجود سعي ميكنم از پيدا كردن اختلاف با آنها بپرهيزم و يا آنها را از خودم خشمگين نسازم.
اين قوانين درباره اينكه ديگران چگونه «بايد» يا «نبايد» رفتار كنند، نشانهي رفتار تدافعي كساني است كه ميخواهند ديگران را از خود راضي نگه دارند. ترديدي در اين نيست كه راضي كردن، كمك كردن و يا برآورده ساختن نيازهاي ديگران به شما احساس خوبي ميدهد. اما اين فرمول در نهايت اشتباه و معيوب است.
بسياري از اين انتظارات دربارهي ديگران، در گروه «بايدهاي پنهان» جاي ميگيرند. با اين حال، هفت «بايد» مهلك دربارهي ديگران موجب ميشوند كه هر گاه انتظاراتتان برآورده نشد به احساس منفي برسيد.
اما البته ابراز احساسات منفي در قبال ديگران – از قبيل خشم، رنجش يا نوميدي- به حكم فرمان شماره 8 محكوم است! و همانطور كه ميدانيم به موجب فرمان هشتم: «شما بايد هميشه شاد باشيد و هرگز هيچ احساس منفي در قبال ديگران بروز ندهيد.» نتيجهي خالص اين رويارويي بايدها اين است كه شما: (1) به خاطر داشتن احساسات منفي در قبال ديگران احساس گناه ميكنيد و (2) خود را سرزنش ميكنيد كه نتوانستهايد به قدر كافي ديگران را راضي كنيد تا متقابلاَ رفتار مثبتي با شما داشته باشند!
1. ديگران به دليل اين همه خدمتي كه به آنها ميكنم، بايد مرا دوست بدارند و از من تشكر كنند.
2. ديگران بايد هميشه مرا تاييد كنند و دوست بدارند، زيرا براي خشنود كردن آنها به شدت تلاش ميكنم.
3. ديگران هرگز نبايد از من انتقاد كنند، زيرا هميشه سعي دارم مطابق ميل و خواسته آنها رفتار كنم.
4. ديگران بايد با من مهربان باشند، زيرا من با آنها به خوبي رفتار ميكنم.
5. ديگران هرگز نبايد مرا برنجانند و يا با من رفتار غيرمنصفانه داشته باشند، براي اينكه من با آنها خوب و خوشايند رفتار ميكنم.
6. ديگران هرگز نبايد مرا ترك كنند، زيرا كاري ميكنم كه به من احتياج داشته باشند.
7. ديگران هرگز نبايد از من عصباني شوند، زيرا من با تمام وجود سعي ميكنم از پيدا كردن اختلاف با آنها بپرهيزم و يا آنها را از خودم خشمگين نسازم.
اين قوانين درباره اينكه ديگران چگونه «بايد» يا «نبايد» رفتار كنند، نشانهي رفتار تدافعي كساني است كه ميخواهند ديگران را از خود راضي نگه دارند. ترديدي در اين نيست كه راضي كردن، كمك كردن و يا برآورده ساختن نيازهاي ديگران به شما احساس خوبي ميدهد. اما اين فرمول در نهايت اشتباه و معيوب است.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 12:13 توسط تقی پور
|