صداقت موجب می‌شود به خود دروغ نگویم و نیز خود را باور کنم خود را بهتر ببینم و بشناسم. آنچه را که هستم بپذیرم نه بیشتر نه کمتر با داشتن صداقت متوجه می‌شوم تافته‌ی جدابافته نیستم،من یک انسانم و اشتباه می کنم!

صداقت همه آن چیزی است که پیرامون من اتفاق می‌افتد، صداقت باعث می‌شود که من تمام نقاط ‌ضعف و قوت خود را بهتر ببینم و سعی در برطرف کردن آنها کنم (به تعادل رساندن). با تمرین صداقت به آزادی بیشتری می‌رسم. زمان‌هایی که مسایل آن طوری که من فکر می‌کردم پیش نرفت و از پذیرش خود دور شدم در اصل صداقت را فراموش کرده‌ بودم. وقتی که خود را صادقانه خودم و افکارم رومرور می‌کنم بهتر می‌توانم با حقیقت زندگی آشنا شوم. من خودم را همان طور که هستم با همین زندگی می‌پذیرم. من باید با تمرین اصل روحانی متوجه باشم برای هدف خاصی به دنیا آمده‌ام پس نیازی نیست ناصادقی کنم. صداقت حیطه‌ی آزادی من را بیشتر می‌کند.

برای صداقت تمایل لازم است و لازمه صداقت است که در نهایت ماحصل ان روشن بینی و نوع نگرش و جهان     بینی  مون از نوک دماغمون فراتر می رود ودریچه جدید برای بهتر زیستن برای ما باز می شود

اصلهای دیگریست مانند مشورت, همفکری,....که در این پست نمی گنجد این بحثمون ادامه دارد.....

 پیشنهاد ونظر شما چیست؟!! منتظرم